من نه منم

اين دانشگاه محبوب ما باز شروع شد و ما را از مسير دلخواهمان به تغيير وادار کرد.حتی وقت نوشتن هم ندارم چه برسد به تایپ و کامنت و پيکان جوانان.

اين پسره مخ شاد ببين چه چيزا که درباره من ننوشته.آقا بيکاری چه گيريه به من هچل هفت ميدی(هچل هفت چی بود معنیش؟)

«حال و هوای غريبی است» اين قسمتی از حرفهای يکی از بچه های انجمن دانشگاه بود که ديروز وقتی در مورد دوره بعد صحبت می کرديم گفت. با اين که می دونستم جوابم نه هست ولی به خاطر غمی که تو حرف زدناش بود کمی در موردش فکر کردم (سوالش مهم نيست خودتون حدس بزنين) در اخر به اين نتيجه رسيدم که عجب هوای غريبی است.

 

پی نوشت: تا اينجا رسيديم که احساس بدون تعقل همونقدر که می تونه درست عمل کنه می تونه غلط عمل کنه.

  
نویسنده : حسین ; ساعت ٢:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٤/۱٢/۱
تگ ها :