پالتو،هندزفری بلوتوثی،موبایل،کارت بانک و گدایی

چند هفته پیش از میدان فردوسی(تهران) رد میشدم که بنده خدایی در خلوتی آخر شب صدایم زد.دیدم مردی میان سال و متشخص است و با خجالت درخواستی دارد. پرسیدم کمکی از من ساخته است با کلی عذرخواهی و شرمندگی گفت که برای تهیه دارو ١٠٠٠تومان کم آورده و عابربانک هم کارتش را قورت! داده. من بسیار متاثر شدم و قصد کردم که کارش راه بیفتد.جیبین شلوار و جیب پیراهن را جستجو کردم از شانس بدم فقط دو عدد اسکناس ۵٠٠٠تومانی بود گفتم شما ۴ تومان بدید تا من این اسکناس رو تقدیم کنم.ابراز شرمندگی کرد و گفت ٣۵٠٠ کل پولش است و پول نسخه هم ۴۵٠٠ شده. طول کشیدن و رفتار مشکوک مرد من را به این نکته مشکوک کرد که شاید این هم نوعی گدایی باشد. خلاصه با توجه به تشکیک در این مسئله و عجله داشتنم عذرخواهی کردم و گذشتم.تا دقایقی پیش خودم می گفتم نکنه گدا نبود و من کوتاهی کردم.حتی چند بار خواستم برگردم..

گذشت و گذشت تا دیشب..

از میدان فردوسی رد میشدم که همان مرد با همان تیپ یعنی یک پالتو و هدزفری در گوش و موبایل و نسخه به دست گفت ببخشید آقا... اول از بابت آن شب خیالم راحت شد و بعد چند ثانیه به او خیره شدم و گفتم خجالت بکش. گفت از چی؟ گفتم از کلاهبرداری.از این که الان هم میخواهی حرفهای دو سه هفته پیش را بزنی که عابر بانک کارتم را قورت داده و برای تهیه اقلام نسخه پول کم آورده ام.

خدایا مسبب بدبختی مردم را بدبخت بفرما / خدایا این عابربانک ها را از شر تهمت و افترا مصون بدار / خدایا بلوتوث را تنها برای استفاده صحیح قرار بده / خدایا مخترع اسکناس ۵٠٠٠ تومانی را اجر عنایت بفرما/ خدایا مسلمین و مسلمات را عابد درگاهت قرار ده/ والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

  
نویسنده : حسین ; ساعت ۱۱:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۱٠
تگ ها :