ما همه خوابیم!

دیشب این رفیق آلمانی ما که مدتی است روی اعصاب است ، در یاهو گیر داده بود به من و درباره اسلام و ایران بحث میکردیم. تا دیر وقت طول کشید و من صبح زود رفتم سر کار.خیلی خواب آلود بودم تا عصر که رفتم کلاس زبان. در کلاس از آنجا که بنده انگلیسی را مثل بیلبیل فوت آبم چرت میزدم. خصوصا موقعی که تمرین میداد تا بچه ها حل کنند من چشمانم را می بستم و می خوابیدم. یکی از تمرین ها listening داشت و کاست مشغول خواندن بود.معلم هم خیلی خسته به نظر می رسید و چشمانش را می بست.چشمان را بستم و با خنده بچه ها از خواب پریدم.اول فکر کردم که همه به من می خندند ولی توجه کردم دیدم که کاست چند دقیقه ای می خوانده و معلم هم خوابش برده تا با یکی از مکالمه ها از خواب پریده. صحنه خنده آوری بود.خواب هم از سرم پرید.

پ.ن:اینم از تفریحات سالم ما.

  
نویسنده : حسین ; ساعت ۱۱:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٢
تگ ها :