چو اسیر دام توام، رام توام..

در وجود من دستانم هستند که نقش قلب دوم را بازی می کنند. سردشان باشد، گرمشان باشند، خشک باشند، درد بگیرند و یا هر عیب دیگری تاثیر بدی روی انجام کارهایم می گذارد. حالا انصاف بده اینکه دستانم روزگاران را خالی از دستگیری تو باشند دیگر چه توانی در من می ماند تا  بخواهم دستگیری از کسی کنم.دستانم را ببخش.بگیرشان.

پ.ن: اینکه ماه رمضان دارد تمام می شود.. نه خیال ندارم که آه و زاری کنم، فقط کمی بغض دارم، فقط کمی.سال به سال بدتر می شوم. آدم خوب بودن انصافا سخت است.

پ.ن.پریم:این بهزاد گاهی گیر میدهد که حاجی مارو دعا کن. اخیرن هم گیر داده که حاجی تو که تو کار دعا نویسی هستی یه نسخه هم برای ما بپیچ. بهزاد، خودم و همه دوستانی که دوستشان دارم را دعا می کنم که:    الهی ما را در خواندن نماز بی ریا یاری کن/والسلام

  
نویسنده : حسین ; ساعت ٤:٥٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٥
تگ ها :