الغوث الغوث

صدای تو را که می شنوم، دلم می خواهد کمی دیگر هم بخوابم. از بس که در لحنت آرامش هست. تو مرا می خوانی و من مست استجابت می شوم. من تو را می خوانم و تو...

این بار را هم بگذار به حساب همیشه که تو بخشیده ای. بگذار به حساب آشوب مستدام من. من هم نگرانم. امشب دیگر وقتش است.وقت تقدیر.

  
نویسنده : حسین ; ساعت ٧:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/۳۱
تگ ها :