ز ‌آشنا غریبه تر

اله و لا اله من٬ ز آشنا غریبه تر
نگاه هرزه خواه من٬ به قامت بلند تو
صلاة گاه گاه من٬ روان به قبله های ضد
دو بیت راه راه من٬ تمام جان آه من.

پ.ن: دراز کشیده بودم داشتم فکر میکردم که نیمایوشیج عجب جایگاه انحصاری ای تو شعر داره. بعد کلی زور زدم که یه ابتکار جدید بزنم که حسین یوشیج بشم.امان از زور زیاد و ... و شعری که در اومد.   
نویسنده : حسین ; ساعت ۱:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱/۱٥
تگ ها :