محمدرضا و میوه ممنوعه

گرچه این روزها به خاطر آخر سال بودن و بازار داغ مناقصه ها سرمان شلوغ است و به چرخ در بلاگستان نمی رسیم ولی این محمدرضا دست روی بحث هایی میگذارد که از قضا ربطی هم بهم ندارد و ما ره قلقلک به جواب میکند.سوالاتی را راجع به جدمان آدم پرسیده بود که بیشتر شاید برای عوض کردن فضا و حالت طنز باشد ولی من جدی می گیرم و اشاره ای هم من میکنم:
هر آنچه موجود است برای وجود فلسفه و حکمت خود را دارد. زندگی و دنیای ما هم از این قاعده مستثنی نیست. اینکه آغاز زندگی انسان در بهشت بوده و سپس به زمین رانده شده در ظاهر به  آزمون و امتحان تعبیر میشود که البته بیراه هم نیست. ولی اینکه چنین داستانی به این شکل بوده و در قرآن هم آورده شده دلیلش بیان یک مفهوم بیشتر نیست آن هم توحید است.
میوه ممنوعه شاید بهانه ای برای روایت اصل توحید برای مخلوق نسبت به خالق است.
تا به قولی دستش بیاد که یه من ماست چقدر کره داره!!

  
نویسنده : حسین ; ساعت ۱:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/٦
تگ ها :