آن سرباز چه شد.

روزی را خواهم دید که به زودی خواهد آمد و همه ماجرای این سرباز بازی سپاهان و پرسپولیس را فراموش خواهند کرد و دوباره در ورزشگاهها فحاشی رکیک و ترقه و نارنجک پرانی ادامه خواهد داشت. کسانی که سعی دارند به شدت این ماجرا را معلولی بررسی کنند بدانند که در تقویت علت این نوع ماجراها می کوشند. فضا فعلا گرم اتهام زنی و رد اتهام است. بغض ها و کینه ها ملتهب شده اند تا حساب ها تسویه شوند. یقین دارم که به آخر ۸۶ نکشیده دیگر کسی یادش نیست که آن سرباز چه شد.

اخیرا یکی از داوران اظهار نظری کرده مبنی بر محرومیت و جریمه میزبان بازی که ترقه از ناحیه هوادارانش پرتاب شده. علیرغم اینکه هیچ اعتقادی ندارم که این جریمه ها جلوی اتفاقات بعدی را می گیرد ولی به شدت موافقت می کنم با هر جریمه ای که تیم محبوبم بشود.اگر آن دو چشم برمی گشت حاضر بودم حتی سپاهان و حتی ورزش اصفهان تعطیل بشود.

ولی ای کاش به جای نگاه مقطعی و معلول بین٬ کمی ریشه یابی عمیق تری میکردیم که بروز کدام رفتار اجتماعی منجر به پرتاب یک ماده منفجره به سوی همنوع ٬هموطن و شاید همشهری می شود. تجمع کدام عقده ها و کمبودهاست که سبب می شود کسی تا این حد نزول کند. جریمه شخص ٬ باشگاه و یا تیم لازم است ولی کافی نیست.والسلام

گذر: محرم نویدکیا: متاسفم که شغلم باعث کورشدن یک انسان شد.ازسپاهان می روم در تیم ملی هم بازی نخواهم کرد.(ایران ورزشی)

پ.ن: خدایا چشمانش را برگردان.

  
نویسنده : حسین ; ساعت ٢:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٠/۱۳
تگ ها :