محمود جان حلالمان کن!

توضیحات رئیس جمهور درباره مسائل مختلف لحظات خوشی را برای من و دوست عزیزم(کارگر)رقم زد. ما دفعات بسیاری را منفجر شدیم. اصلا عصبانی نشدیم و اصلا هم به ما برنخورد. محمودجان بسیاری از دلواپسی های ما را برطرف کرد. من و کارگر تصمیم گرفتیم از فردا هم خانه بخریم هم بنگاه اقتصادی کوچک و هم بزرگ راه بیندازیم. کارگر می خواست بانک خصوصی هم بزند ولی من منصرفش کردم. ما تاکنون گمان کرده بودیم که بانک های دولتی مال دولت هستند ولی امشب فهمیدیم که نامردها خودشان را چسبانده اند به دولت. خدا را شکر که محمود فهمید.این افزایش نقدینگی داشت ما را خفه میکرد اصلا قدرت خرید من و کارگر خیلی پایین آمده بود از بس در پول بودیم.

من و کارگر آرزو کردیم که ای کاش تحریم ها ادامه یابد چون محمود ما را روشن کرد که ما در این ۲۸ سال دیگر نیازی نداریم و امریکا دارد ضرر میکند. ضررهایی از قبیل بردن پرونده هسته ای ایران به شورای امنیت. محمود چقدر گفت که موضوع باید در آزانس باشد. خصوصا که الان سهمیه بنزین هم زیاد شده و دکتر البرادعی دیگر کمتر مشکل پیدا می کند.

کارگر رفت بخوابد و من چون مدیرعامل هستم بیدار ماندم.

پ.ن:محمود جان سلام مردم ما را به آن سنگ سیاه برسان. بگو برای به شکم بستن چه سفید چه سیاه.

  
نویسنده : حسین ; ساعت ۱۱:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٩/٢٥
تگ ها :