اين روزها

۱.مادربزرگم پریروز به رحمت خدا پیوست. غریب بود٬ غریب هم رفت. مراسم خاکسپاری حال عجیبی داشتم. به خاطر عذابهایی که کشید بغض سنگینی داشتم ولی نذاشتم گریه هام قاطی دورویی های بقیه بشه....ایشاالله که آروم بخوابی خانوم جون.

۲.خبرهای تجمع دیروز خیلی خوشحالم کرد.پیش بینی میکردم که تجمع باشکوهی باشه. اتحاد برای رسیدن به آزادی و عدالت باارزشه.اینکه دانشجویان با تفکرات مذهبی یا لیبرالی به دستگیری دانشجویان طیف چپ اعتراض می کنن معانی خوبی میده. نشون میده که جنبش دانشجویی یواش یواش به دوران بلوغش نزدیک میشه. امیدوارم که انحصارطلبان پیامهای این روزهای دانشگاه رو دریافت کنن و حساب کار بیاد دستشون.

پ.ن: یه پلو دیگه بده بالای سفره.

  
نویسنده : حسین ; ساعت ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٩/۱٩
تگ ها :