ورود به سال چهارم

سه سال پیش بعد از حدود یکسال نوشتن در جایی که الان به دست دشمن فرضی!! افتاده <من او هستم> مامن خوبی برای تراوشات احتمالی ذهن من شد.در این سه سال گرچه من هیچگاه خودم را وبلاگ نویس ننامیدم(الآن هم) ولی به جرأت وبلاگ خوان قهاری بوده ام.همیشه دلم می خواست که این دفتر کوچک آینه پریشانی ها و دل آشفتگی های روزگارم بوده باشد و تا حدود زیادی هم همین گونه شد، گرچه گاهی به تناسب زمان و مکان مواردی از ذهن که اشتراکاتی با دیگران دارد را نیز مطرح کرده ام.سه سال پیش با پست زیر <من او هستم> متولد شد:

برای آنکه کمی ، حتی اگر شده کمی زندگی کرد دو تولد  لازم است .

تولد جسم و سپس تولد روح. هر دو مانند کنده شدن هستند.

تولد اول بدن را به این دنیا می افکند و تولد دوم روح را به آسمان می فرستد.

تولد دوم من زمانی بود که تو را دیدم...(کریستسن بوبن)

  
نویسنده : حسین ; ساعت ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/٤/٢٥
تگ ها :