آخرين يادداشت هشتاد و پنج

دمدمای عید که همه جا و همه کس در تلاطم عید به سر می برد خانه ما هم قصه خودش را دارد. عبارت «صد تا کار داریم» از صبح بر سر زبان همه هست تا وقتی که در آرامش شب فرو می رویم.حالا گاهی به طنز گاهی به جد. گاهی با اخم و دعوا و گاهی پیشوند قهقه های شادمانه مان.امسال قرار گذاشته ایم که چند روز اول بی خیال کار کردن شویم. من یاد سالهای دور بعد ازین می کنم که در افسوس این روزهای شیرین خواهم گریست. روزگاری که شاید آنقدر همه چیز پیشرفت کند که سفره های هفت سین دیگر سین هایی در خور نداشته باشد. احساس می کنم روزهای خوشی را می گذرانم. سال هشتاد و شش برای من خیلی مهم است. برای همین هم زیاد روی «سال نو ٬ طرح نو» تاکید دارم. بگذریم ٬صد تا کار داریم...

پی نوشت: آه اگر روزی نگاه تو٬ مونس چشمان من باشد.

  
نویسنده : حسین ; ساعت ۳:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱/۱
تگ ها :