ده نمکی ها

از روزی که قرار بود اخراجی ها در جشنواره اکران شود میدانستم که قرار نیست من این فیلم را ببینم. شناخت آنچه از ذهن ده نمکی(ها) بیرون می آید به آسانی چشیدن درد ضربه باتوم و مشت و لگد است. به نظر من ده نمکی نه عوض شده و نه تغییر کرده فقط فهمیده که لحن دیروزش گندیده شده برای همین تنها لباسش را عوض کرده. مگر می شود کسی عوض شود ولی کلامی از اشتباهات قبلی اش به زبان نیاورد. من اخراجی ها و نه دو فیلم دیگرش را ندیدم تا وجود من باعث توهمات ده نمکی(ها) نشود که فیلمشان پرطرفدار است٬ آن وقت آنقدر گستاخ می شوند که چشمه ای از «اربده کشی» هایشان را در حضور زحمت کشان سینمای ایران به نمایش بگذارند. همان اربده هایی که وقتی با حمله وحشیانه به فرزندان ایران توام شد نه راهی به جایی برد و نه توانست خود را تبرئه کند و منجر به طنز دزدیده شدن ریش تراش شد. ولی ده نمکی(ها) را از همان ریش تراشی که به گمان من دزدیده نشد باید شناخت٬ که اینها هنوز تفکرشان بر چهره شان نشسته...

آقای ده نمکی فیلم کوی دانشگاه را هم بسازید(برساحل سلامت)

  
نویسنده : حسین ; ساعت ۱٢:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۱٢/٢٦
تگ ها :