ميم مثل مادر ٬ عين ننه!

درست وقت خداحافظی ٬ یادم افتاد که چشمهایم را بشویم٬ ای تمام دستانت عشق.

اشاره:جوی که قبل از فیلم بهم منتقل شد باعث شد تمرکز بالایی داشته باشم و در لحظه لحظه فیلم فرو بروم. آنقدر که رسول ملاقلی پور خوب بازی می گیرد و خانم فراهانی خوب بازی می کند و هاشم پور خوب به دل می نشیند و حسین یاری خوب در نقش فرو می رود باعث شد تا فیلم خیلی بچسبد خیلی.به تصویر کشیدن مهر مادر گرچه ناشدنیست اما سراغش را می شود از "میم مثل مادر" گرفت.
نشانه: اگرچه میم مثل مادر فیلم زیبایی بود ،ولی من به اندازه  "به نام پدر" از آن لذت نبردم .همان قدر هم در طول فیلم اشک ریختم که در جریان "به نام پدر" به اضافه این نکته که به نام پدر من را به یک پاسخ غمناک می فرستاد. پاسخی که در جواب سوال "چرا جنگ؟ چرا جنگجویی؟" به سختی می توان داد. و اگر حاتمی کیا در "به نام پدر" می خواست تا با بازی قوی پرستویی چنین جوابی را به مخاطب منتقل کند و حال آن که شاید نتوانست٬ ولی ملاقلی پور چنین جواب را با مهر مادری و بازی قوی فراهانی ــ همان بازیگری که حاتمی کیا هم از او سود می جست ــ داد.هر دو فیلمبا این شباهت که هم پدر در "به نام پدر" و هم مادر در "میم مثل مادر" وارث زخم جنگ بودند چه برای خودشان و چه برای فرزندشان و با این تفاوت که ارث به نام پدر بود و نه به نام مادر! قدم در نگرش نویی به جنگ داشتند. نگرشی که سالها پشت پرده سوء استفاده های سیاسی پنهان مانده و تازه امروز سر باز کرده است. گرچه امروز هم با شرایطی که در آن قرار داریم صحبت از جنگ و مصیبت هایش خالی از لطف و سود نیست.باشد که بفهمیم که دود اربده هایی که از روی قلدری می زنیم به چشم کسی جز خودمان نمی رود.

پی نوشت: فبای آلاء ربکما تکذبان

  
نویسنده : حسین ; ساعت ۳:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۸/۱٧
تگ ها :