روزی که هرگز شب نشد...

يکی از بالهايش سوخته بود و سياه و کوچولو

چيزی به من نگفت.

  
نویسنده : حسین ; ساعت ۱:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٤/٢٧
تگ ها :