پشه ها روزها كجا استاد مى شوند؟

 

«نگهبان کوچه بیخود سوت می کشد. 10 سال پیش شکل همین الان اش بود.پیر و بلند و باچماق. می گفت: 3 بار سوت متوالی علامت خطر است.10 سال ست که سه بار سوت متوالی نزده است.»

...

شب است.

ما کنار هم، هر کس به کار خود، به جهت های گوناگون.

ما همه٬ من و پشّه های گوناگون.

من به سوی جزوه ام،

پشّه ها به سوی نور

همه ی پشّه ها با من رفیق اند و هر شب همه شان می آیند پیش من،روی جزوه های من به سوی نور.

جزوه های من به خط من نیستند، اصلا جزوه های من نیستند.درست مثل نور که پشّه ها.

شلمان هم هست.نگاهش هم هست.از اتفاق هنوز هم بچگانه است.کوچکترین پشّه هم کنارش لمیده است.نگاه شلمان همه جا هست، به جزوه ها، به پشّه ها، به سوی نور.

پشّه !! چه اسم با مسمّایی.دهان پر کن. پچّه هم بد نیست.

 

چه کسی بود می خواست بداند؟

بگویید پشّه ها پیش من اند، کنار جزوه هایم به سوی نور.

 

پ.ن: شب؟ روز؟ ....پچه ها

 

  
نویسنده : حسین ; ساعت ٢:٢٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۳/۱٦
تگ ها :