کاتالیست های انتخاباتی

اتالیست(کاتالیزور) به موادی گفته می شود که تسهیل کننده فرایندهای شیمیایی هستند. این مواد به خوراک ورودی کمک می کنند تا راحت تر به محصول تبدیل شوند. کاتالیست ها بعد از انجام این تبدیل آناً و یا به مرور از محصول و فراورده های حاصل از واکنش جدا می شوند.
!کاتالیست ها دارای ساختار پیچیده هستند و بعضا بسیار گران قیمت.
حامیان بعضی از کاندیداها و عدم تناسبشان با کاندیدای مورد حمایتشان ناغافل من را یاد این موضوع انداخت.
حالا هر کی خواست به کیش خود برداشت کنه من مشکلی ندارم.

  
نویسنده : حسین ; ساعت ٩:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٢۸
تگ ها :

شفاف سازی از حرف تا عمل

در بین مردم سیاستمداران به ابهام در کلام و عدم پاسخگویی صریح شهره اند. این مسئله به کمک دولتمردان دولتهای کریمه!  تشدید هم شده است. تا حدی که گاهی پاسخ ها باعث دندان قروچه ی پرسشگر هم می شود.

میرحسین موسوی در شعارهای انتخاباتی اش اعلام کرده که در صورت انتخاب و تصدی بر پست ریاست جمهوری در موارد مختلف با مردم شفاف خواهد بود و با این ابزار از فساد پنهان جلوگیری خواهد کرد.

این شعار شهامت بسیاری می طلبد. در مملکتی که بسیاری از حقایق قربانی مصلحت سنجی ها می شود بسیار سخت است که رئیس جمهوری با دردست داشتن یک پنجم قدرت موجود بخواهد بسیاری از مسائل را بصورت شفاف برای مردم بیان کند. (از مهمترین این مسائل اعلام قراردادهای بخش نفت و گاز و پتروشیمی است)

با توجه به گرایش موسوی به اخلاق و اصول و همچنین عزت شخصیتی اش این شعار یکی از شعارهای قابل توجه و بسیار مثبتی است که در این کارزار مطرح گشته است و مانور روی آن از طرف هواداران توجه بیشتری می طلبد.

  
نویسنده : حسین ; ساعت ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٩
تگ ها :

اشهد...

آشهد أن لااله الّا هو
أشهد آنّ شبهای پر ازو
أشهد أنّ این مرگ های بی پروا
أشهد أنّ بوسه هایی از لب او
اشهد أنّ ما ز سایه ها لبریز
آشهد آنّ شمس های بی پهلو
----------------------------------------------------------------------

میدانی که من دل تنگم و حرف از کعبه میزنی؟ من اشک در چشم حلقه می کنم و تو خود را میزنی به کوچه علیچپ و از بزرگی صحن مسجدالحرام می گویی. من می گویم ولی صحن آنقدرها هم بزرگ نیست، آنچه خیلی رخ می نماید عظمت کعبه است. از پله ها که پایین می آیی نمیدانی باید بخندی یا گریه کنی. نمیدانی که این حجم سیاه تهی باید سیرابت کند یا تشنه.می چرخی ولی نمی توانی چشم از آن برداری. همهمه هست ولی تو هیچ صدایی نمی شنوی. تو را می خوانند و تو یکریز لبیک زمزمه می کنی.

دلم کعبه می خواهد. دیگر بس است اینجاها. من کم آورده ام. قول می دهم بیایم و های های گریه نکنم. قول میدهم بغض هایم را خیلی آرام فقط برای پارچه کعبه زمزمه کنم. قول میدهم در نمازهایم تعداد سجده را رعایت کنم؛ فقط دو تا در هر رکعت. خدایا قول میدهم ، مرا به خانه ات ببر. خسته از راهم، میخواهم در خانه ات مهمان شوم و خستگی در کنم.

تق تق تق

  
نویسنده : حسین ; ساعت ۸:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٤
تگ ها :