فوتبال و مشکل ادبیات

راجع به مشکل ادبیات در فوتبال ایران بسیار سخن رفته است. خصوصا کسی که سرمربی تیم ملی می شود. می گفتند که قلعه نوعی ادبیات مناسبی برای جایگاهی چون سرمربی تیم ملی ندارد. علی دایی هم که ادبیات مناسبی  نداشت. حاجی مایلی ـ این مرد ارزش و اخلاق ـ هم که اخیرا ادبیات را ترکوند. زین سبب پیشنهاد من به عنوان یک  دلسوز استفاده از سهیل محمودی و یا لااقل مسعود شصتچی(شستچی) در این سمت است.

صلوات

  
نویسنده : حسین ; ساعت ۱٢:۳٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٢/۱
تگ ها :

تو

زندگی بی تو  طعم تلخ دلهره دارد

  
نویسنده : حسین ; ساعت ۱:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢٧
تگ ها :

گذشت و خوش گذشت

پانزده روز مثل برق و باد گذشت و  چقدر خوش گذشت. به راستی که آرامش خانه و پدر و مادر را هیچ جا  نمی شود پیدا کرد.  به نظرم رسید که سال 88 سال خوبی باید باشد که میگویند سالی که نکوست از بهارش پیداست.  بارش باران در آغاز سال و نبودن بیش از اندازه احمدی نژاد در قاب تلویزیون در این دو هفته مشتی است که انشالله نمونه خروار است.

  
نویسنده : حسین ; ساعت ۱:٥٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/۱٤
تگ ها :

حول حالنا الی احسن حال

حرف نویی ندارم اگرچه سال نو شده است. الان که این سطور را می نویسم حال خوشی ندارم. نمیدانم چرا ولی یک دلهره مشکوک تمام دلم را پر کرده. دلم گلستان شهدا می خواهد. فردا به رسم هر سال بی محابا خواهم رفت...

شهید عجب صفت برازنده ای...

  
نویسنده : حسین ; ساعت ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/۱/٢
تگ ها :