یه بوم و دو هوا را؟!!

«««امروز وقتی داشتم تابلوی بالای بلاگ را که تحت تاثیر حساسیت بازیهای آخر فصل به <سپاهان تو قهرمانی> تغییر داده بودم عوض میکردم به چیزی که الان می بینید یه سپاهانی کامنت گذاشته بود که درباره مصدومیت تماشاچیان سپاهانی بنویسم چون صدا و سیما این تیپ خبرها که به ضرر تیم محبوبشان هست را پوشش نمی دهند.

در همین زمینه آخرین تحرکات باشگاه سپاهان را می توانید در سایت رسمی این باشگاه بخوانید. فرای این مسئله که این شکایت در داخل یا خارج به کجا خواهد انجامید فقط دوست دارم ببینم که این شکایت در داخل به کدام سرانجام منتهی خواهد شد که حرفهایم در پست های قبلی درباره تبعیض و استکبار! اثبات شود.

۱.اگر این بازی در اصفهان بود و بعد از بازی تماشاچیان اصفهانی به زمین می ریختند بعید نبود که تا اطلاع ثانوی سپاهان منحل شود و به ازائ هر نفر که به زمین آمده بود مبلغ ۱۰ میلیون تومان خسارت در نظر بگیرند!

۲. همانطور که در کامنت پست قبل آمده اگر سپاهان قهرمان میشد وای به حال تماشاچیان بخت برگشته سپاهان که با وجود قهرمانی پرسپولیس همانطور که در عکسهای گرفته شده می بینید اینگونه مهمان نوازی شده اند.»»»

 نتایج کارشناسی ارشد اومده ولی واقعا به من چه؟

  
نویسنده : حسین ; ساعت ٥:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/۳۱
تگ ها :

مصلحت، مسئله این است

تبریک میگم به همه طرفداران پرسپولیس و تبریک میگم به همه طرفداران سپاهان که بعد از بازی برای بازیکنان تیم محبوبشان ایستاده دست زدند  و از تلاش آنها قدردانی کردند. بازی در نیمه دوم خیلی نفس گیر بود و علیرغم آن که حمله به یک گل بود بخت مسلم گلزنی آنقدرها هم زیاد نبود.

پرسپولیس باید قهرمان میشد تا این ۹۰۰۰۰ نفر آسیبی به خودشان٬ شهرشان٬ و همشهریانشان نرسانند.بدین سبب  آنقدر وقت اضافه داده شد تا تیم پایتخت به گل دست پیدا کند و قهرمان شود. به این قضیه اضافه کنید به ازای هر خطا کارت زرد برای سپاهان.

  
نویسنده : حسین ; ساعت ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٢/٢٩
تگ ها :

این پیروزی از پیش از آن ماست

باور کنید برای فوتبال تا به حال اینقدر در دلم شور و شوق نداشته ام. حساسیت بازی های سپاهان و پرسپولیس در کورس های قهرمانی(حذفی دو سال گذشته و لیگ برتر امسال) رفته رفته دو قطبی آبی - قرمز را کمرنگ می کند و باور کنید این اتفاق خوبی نه فقط برای اصفهان که برای فوتبال ایران است.
سپاهان امروز از آن رو از موضع قدرت در برابر 90000 تماشاچی قرمز می ایستد که با دوم شدن چیزی از قدرتش کم نمی شود و این نکته مردان پرسپولیس را می ترساند. مردم اصفهان و سپاهان چندیست برای رسیدن به هدفی تلاش می کنند که گرفتن یا نگرفتن جام طلایی امروز آنها را از آن باز نمی دارد و آن مبارزه با برتری طلبی پایتخت نشینان و وجود تبعیض برای آنان در مراکز قدرتی است که از آن همه ایران است. تبعیض به دلایل گوناگون؛ گاه از سر احساسات شخصی و گاه برای کنترل اوضاع پایتخت.

موفقیت اصفهانیها در سالهای اخیر از چند منشا سرچشمه گرفته که اشاره به آنها برای دیگران مفید خواهد بود.

ثبات مدیریتی و نظام مالی:
منظور یک نفر نیست. مجموعه مدیریتی در همه سطوح به این باور رسیده اند که برای ساختن یک بنا یک بازه زمانی مورد نیاز است و ساختن یک تیم قهرمان یک شبه امکان نخواهد داشت.
رسیدن به اوضاع تیم های پایه و تقویت مدارس فوتبال سبب شده تا شاید در فصل آتی لیگ، سپاهان با دو تیم حضور داشته باشد.
اگر سری به آمار بزنید خواهید دید که بودجه ای که به سپاهان تعلق می گیرد همسطح و حتی کمتر از برخی از باشگاهها نظیر پرسپولیس/فولاد/مس/پاس همدان و استقلال است ولی هیچگاه این تیم ها در چند سال اخیر به جایگاه سپاهان نرسیده اند..

هواداران یکدست:
اکثریت هواداران اصفهانی از شهر اصفهان و شهرک های چسبیده به آن اند که این سبب شده تا یک همدلی بین آنان وجود داشته باشد.قدمت باشگاه و حضور هواداران پیشکسوت هواداری را از یک تخلیه 90 دقیقه ای به یک فرهنگ تبدیل کرده که البته نمی خواهم منکر معایب و کمبودهایش بشوم ولی آنقدر فرهنگ هست که در چندین سال گذشته شاهد توهین هواداران سپاهان ولو در حد هوکشیدن به بازیکنان خودی نباشیم.

تیم خوب:
دوری از حواشی، سیر به سمت اخلاق حرفه ای، در اختیار تیم بودن و میل به مبارزه با استکبار! از خصوصیاتی است که تیم سپاهان(مربیان و بازیکنان) به نسبت بیشتر از بقیه دارد و این سبب شده تا همه از این تیم به عنوان یک تیم یکدست یاد کنند.

پ.ن: مطمئنا این سطور تعصب من نسبت به اصفهان را نشان میدهد ولی شما به دور از این تعصب نکته های مثبت را بگیرید.

  
نویسنده : حسین ; ساعت ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/٢۸
تگ ها :

ربع قرن تجربه


 ییهو ۲۵ ساله شدیم رفت.امشب داشتم فکر میکردم که چقدر زود میگذره یا به قول زنده یاد قیصر امین پور؛ناگهان چقدر زود دیر می شود. ۲۵ ساله شدم با یه عالم شعر نانوشته.۲۵ ساله شدم با هزاران امید خفته در دل.۲۵ ساله شدم با هزاران دوست و شاید تعدادی دشمن.۲۵ ساله شدم با عشق به عشق.۲۵ ساله شدم و هنوز چیزی از جنس سوسیالیستی(بخوانید مسئولیت اجتماعی) در من زنده است.۲۵ ساله شدم ولی هنوز خیلی احساس کودکی در من زنده است.۲۵ ساله شدم تازه اول جوونیه...
 
پ.ن:مادرم خواب دیده بود که کودکی ۴و۵ ساله ام و گم شده ام.مادر!  ۲۵ ساله ام ولی گمشده ام در میان دیگران.

  
نویسنده : حسین ; ساعت ٢:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٢/٢٧
تگ ها :

پرسپولیس یادت نره / سپاهان سرورته

از وقتی حساسیت بازیهای لیگ بالا رفت همیشه دلم می خواست که نتیجه قهرمانی به بازی آخر کشیده بشه.یادم نمیره که ۴-۱ جلوی ۹۰ هزار تماشاچی قرمز چه لذتی داشت.امیدوارم که امسال ورزشگاه پرتر از دفعه قبل باشه.

به امید قهرمانی ابرقدرت فوتبال آسیا

 

  
نویسنده : حسین ; ساعت ۳:٥٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/٢٦
تگ ها :

کمپلکس

کاش می شد لااقل قدمی زد و کمی هم فکر کرد. وقتی بی حرکتم ذهنم زیر فشار فکر کم می آورد.عرق می کنم. آنقدر گرمم می شود که گمان می کنم تب دارم.
هنوز نتوانسته ام تصمیم درستی بگیرم. هنوز بیشتر از هر چیزی یا هر کسی با خودم به توافق نرسیده ام.
پ.ن: از این که هنوز من را نمیشناسی خسته شده ام.   
نویسنده : حسین ; ساعت ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٢/٢٤
تگ ها :

کرکری

وقتی که دل من به عشق سپاهان گولوپ گولوپ می کند.

سپاهان تو قهرمانی

  
نویسنده : حسین ; ساعت ۱:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/٢٢
تگ ها :

زلال

سلام ما را به اقاقیها برسان ای دختر صبح
بگو که ما زیر بال و پرت سالها وضو گرفتیم
و در مسیر نگاهت نماز خواندیم
نصیب ما خزان بال های تو شد
بهارت را به دیگران هدیه کن.
 
پ.ن: سپاهان خوب ضد حال به ما میزند.   
نویسنده : حسین ; ساعت ۳:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/۱٩
تگ ها :

نمایشگاه کتاب و کمبودها

دیروز چند ساعتی را در نمایشگاه کتاب گذراندیم. هرج و مرج زیاد از اندازه به نظر می رسید. چیزی که مشخص است این که برگزارکننده اینکاره نبوده. پول که خیلی نداشتم ولی چند کتاب و سی دی خریدم.قمارعاشقانه(دکتر سروش)/استخوان خوک و دستهای جذامی(مصطفی مستور)/اتفاق خودش نمی افتد(بهرام بیضایی)/مجموعه سخنرانی های دکتر شریعتی(ام پی ۳)/...
تنها نکته مثبت٬ معماری زیبای شبستان بزرگ بود که ما را یاد مسجدالنبی انداخت٬ به خصوص که مسیر ورودی نمایشگاه همچون صحرای عرفات بود!!
پ.ن:دوباره فردا میرم تبریز/به مدت دو روز/ به صرف بیلمیرم!
پ.ن۲:نامه محمد ملکی به سید علی خامنه ای رو حتما بخونید.   
نویسنده : حسین ; ساعت ٤:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٢/۱٦
تگ ها :

سوسک هایی که زود بزرگ می شوند

چند روز پیش برای قضای حاجت در پوزیشن دوست داشتنی زندگی قرار داشتم که حرکت نقطه ای سیاه توجه من را به خود جلب کرد.آیتیگماتیسم سبب شد که چشمان محترم را تیز کنم.
...سوسک کوچک.
دلم به رحم آمد و پیگیری ای برای به تاریخ چسباندنش نکردم.گذشت.
امشب جهت به تن نشاندن وضو به توالت سه میلیون تومانیمان(متری یک میلیون ونیم) رفتم که شاخک های بزرگ یک سوسک ـ که معلوم نبود آمریکایی است یا آلمانی یا دورگه ـ حال وضو را از من گرفت و ما را مشغول کرد. حساب کردیم که اگر بی خیال شویم این می خواهد همین طور بزرگ تر شود و شاید تا یکماه آینده برای یک ...یش کوچولو از ما اخاذی هم بکند. از آنجا که لوکیشن مناسب ضربان دمپایی نبود با شلنگ آب اول خواستم تا سوسک را در مکان بهتری بیابم.خیس شدم ولی فرستادمش همونجایی که باید بره.بدون درد بدون خون ریزی.
گذشت.نمازمان را خواندیم و مشغول وبگردی شدیم.ایمیلی حاوی دو عکس برایمان فرستاده بودند.اول عکسارو ببینید:

این آقای عبدا.. از وقتی که ما وارد پلی تکنیک شدیم مشاهده شد تا آخر ۵ سالی که بودیم. از عناصر بسیـ..جی که در همه دعواها و از جمله حضور احمدی نژاد در پلی تکنیک در نقش مهاجمین به جنبش دانشجویی بود و البته اخیرا طی حکمی که در بالا مشاهده می کنید مزد چماق بدستیشو هم از هم مسلک خودش مهنسسس بذرپاش گرفته. من یکی دوبار هم با ایشون دهن به دهن شدم ولی متاسفانه نه دمپایی بود نه شلنگ پرفشار.
  
نویسنده : حسین ; ساعت ۱:٢۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٢/۱۱
تگ ها :

وقتی من نبودم

چند روزی است که به خاطر گرفتاریهای شخصی و کاری تهران نبوده ام.به علت ماموریت کاری در نقاط دوردست و طبیعتا دوری از اخبار و وسیله های ارتباطی از خیلی از خبرها و اتفاقات بی اطلاع بودم. ۲و۳ ساعتی است که دارم مقاله و خبر میخوانم و تمام نمی شود.مهمترین مسائلی که دیدم مسائل مربوط به برکناری وزیر اقتصاد و افشاگر او در مراسم تودیع/مقاله چالش برانگیز مسیح علی نژاد و تریبون آزاد پلی تکنیک بود. که حسرت شرکت نکردن در این آخری خیلی زیاد بود.خوشحالم که با وجود همه فشارهایی که هست هنوز بچه ها دل دارند تا بایستند.خبرنامه امیرکبیر را بخوانید.

متاسفانه عدم تمرکز در این روزها نمیگذارد که ذهنم در مورد مسئله ای جمع شود و بنویسم.مخصوصا که خیلی دلم میخواهد در حوزه های سیاسی و اجتماعی بنویسم.

پ.ن: آخه دیوونگی هم عالمیه

  
نویسنده : حسین ; ساعت ٩:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٢/٥
تگ ها :