نخوردن یک مهر ٬ تمام سهم من از دموکراسی!

قبلا مطلبی با این عنوان نوشتم که خیلی ربطی به عنوان نداشت از قضا تیتر را عوض کردم و به این یادداشت منتقل کردم. محمدرضا یزدانپناه یادداشتی با عنوان تحریم به این دلایل نوشته و از برخی دوستان هم دعوت به اظهار نظر در این مورد کرده است که خاشعانه چند مورد را ذکر می کنم.

سنجش اوضاع سیاسی کشور که متاثر از جریان اقتدارگرای حاکم است وضعیت رد صلاحیت گسترده را قابل پیش بینی میکرد. موضع گیریهای مکرر کسانی که مجریان برگزاری انتخابات بودند در محافل مختلف بر ضد جریان اصلاح طلبی جز فراهم کردن ناشیانه زمینه پذیرش رد صلاحیت گسترده در اذهان عمومی نبود. حال که این مهم رخ داده باید به چند مسئله توجه کرد.

۱. تحریم انتخابات به مفهوم مشارکت سیاسی و نه به مفهوم انفعال٬ زمینه ساز پیوند گروه های منتقد و تشکیل جبهه ای بزرگ برای هدفی روشن یعنی < رسوا کردن انتخابات غیرآزاد > است. این مسئله خلق یک انتخابات آزاد و رقابتی است از یک انتخابات غیررقابتی. به این معنا که انتخاب شرکت یا عدم شرکت در سطح کشور یک انتخابات آزاد است. پس اهمیت مشارکت سیاسی در این برهه برای عدم شرکت بر استحکام این نوع پیوند تاثیر جدی میگذارد.

۲. ائتلاف برای تحریم هویت قابل قبول تری دارد تا ائتلاف برای حضور پای صندوق رای. چرا که دومی اصالت حرکت حزبی را مخدوش می کند و یک حزب با مشخصه و شناسنامه خود به ناچار و تنها به خاطر افزایش وزن جریان منتقد٬ باید به لیستی تن بدهد که برخی از اعضایش را نمی پذیرد. از این بابت به نظر من ماندن ستاد ائتلاف برای تحریم و عدم حضور پای صندوق ارزشمند و ضروری است.

۳. ادبیات تحریم: چهره ها و گروه هایی در میان اصلاح طلبان وجود دارند که به علت تعهد به هزینه هایی که از طرف مردم٬ برای انقلاب و نظام داده شده حاضر نیستند عدم حضور پای صندوق رای را با ادبیات <تحریم انتخابات> بیان کنند. همچنین موج هجمه های تبلیغاتی اقتدارگرایان برای ضدنظام جلوه دادن تحریمی ها مسیر را برای احتیاط و به قول آقایان مصلحت گرایی هموار می کند. اما٬ آیا دفاع از انقلاب و نظام و منافع ملی که آقایان اصلاح طلب به آن پایبندند چنین مصلحت گرایی را مجاز می کند؟ آیا برگزیدن ادبیات تحریم برای مبارزه با جریان انحصار طلبی٬ در مفهوم٬ با  تحصن همین دوستان در مجلس ششم توفیر دارد؟ آیا هزینه انفصال از نسل سوم انقلاب و علی الخصوص جنبش دانشجویی به خاطر احتیاط و مصلحت سنجی قابل اغماض است؟

حال با توجه به کلیه جوانب این مسئله امیدوارم که چهره های شاخص جریان منتقد به تصمیمی واحد و هماهنگ با بسیاری از مردم برسند.

ازین گذر:(کپی از وبلاگ محمدرضا):  جمهوری اسلامی یا حكومت اسلامی - داود روشنیتحریم، تنها راه مبارزه با كودتای پارلمانی - مصطفی رسته مقدمصلاحیت پرواز برای كبوتران آزادی - ابوالقاسم بیاتآخرین فرصت همراهی ما - میرادوراهی ماندن یا رفتن - حامد صالح آبادیعصاره تلخ زهر - محدثه خیرخواهدیدی چه كرده‌اند با ما - نویدبودن یا نبودن، مسئله اینست! - سوشیانت(پس از تحریم) چه باید كرد؟ - آرش بهمنیبازی را چه كنیم؟ - احمدعلی حسینیتردید اصلاح‌طلبان برای تحریم؟! - فرشته رضاییدر سوگ آنچه می‌رود - علی ظهوری

پ.ن: سرود < به لاله در خون خفته..> این روزها بیشتر از هر سرود یا فیلم دیگری افسوس من را بر می انگیزد.ای کاش شهامت داشتیم تا پاسدار خون شهیدان می ماندیم.

  
نویسنده : حسین ; ساعت ٢:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/٢۱
تگ ها :

پايانی در کار هست؟

پ.ن: هیچ چیز درونم نیست انگار! خالی شده ام و سبک مانند پرنده ای که در آستانه پریدن است. ولی من  بال ندارم. قبلا هم برایت نوشته بودم که پروازهایم بدون بال است. بدون بال بدون اوج بدون هیچ نشانه ای از پرواز٬ چیزی شبیه خزیدن.

  
نویسنده : حسین ; ساعت ٥:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/۱٦
تگ ها :

تعجب!

مگر قرار بود ردصلاحیت ها غیر ازین باشد؟

با این سوال شروع کردم چون چند روزی است بعد از رد صلاحیت ها به شدت در تعجبم که چرا عده ای از رد صلاحیت ها شگفت زده شده اند؟ وقتی آقای احمدی نژاد قطع گاز خط لوله ترکمنستان را با آن جسارت و لحن پوپولیستی اش به اصلاح طلبان نسبت می دهد ٬انتظار ردصلاحیت گسترده که خیلی طبیعی است.آخرین کاریکاتور نیک آهنگ با عنوان «پناه از اژدها به...» واقعا مصداق شرایط فعلی وزارت کشور است.دیدم خیلی خندیدم.

  

نویسنده : حسین ; ساعت ٦:٥۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/٦
تگ ها :