يلدای ذهن من

شاید به خیالاتت ما در عمق باورت غرق شده ایم.
آری شده ایم.
طولانی ترین قصه ذهن ما.

یلدا مبارک.

  
نویسنده : حسین ; ساعت ۱٢:٥٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٩/۳٠
تگ ها :

پيروزی يعنی همين!

انتخابات تمام شد ولی قصه تازه شروع شده. دولت در اولین آزمون انتخاباتی­اش گرچه ابهامات و نگرانیهای بسیاری به وجود آورد ولی بیشتر از همه ماهیت خودش را نمایان­تر ساخت. مسئولان برگزاری به این طریق، آشکارا بیان کردند که به حکومت اسلامی معتقدند نه جمهوری اسلامی. و نیازشان به جمهوری و مردمسالاری تنها برای نمایش­های برون مرزی است. و از این رو در بهترین حالت برگه های رأی ، جنبه مشورتی هم نخواهند داشت و به اعتقاد ایشان تنها همان کاغذ رأی است که به درد می خورد نه محتوایش...

اینکه اصلاح طلبان پیروز شدند یا نشدند، تنها به تعداد کرسی های شوراها در کل کشور هم که مربوط باشد نتیجه­اش معلوم است و حاکی از کرسی های بیشتر اصلاح طلبان دارد و شکست حامیان دولت.(آن هم در اولین انتخابات پس از دولت جدید).اما پیروزی بزرگ همان شناساندن هر چه بیشتر ماهیت دولت به مردم است. که این پیروزی بی شک در تهران پر­رنگ­تر است. با این رسوایی شاید دیگر آقای وزیر از برگزاری انتخابات سال آینده "همانطور که خودشان می خواهند" منصرف شوند. تیزبینی، پیگیری و اعتراض اصلاح طلبان در این مورد باید آنقدر ادامه یابد که دولت موضعی صریح بگیرد.  

اتفاقاتی که افتاد از زمان رد صلاحیت ها قابل پیش بینی بود.و هر چند که خیلی ها هشدارش را دادند ولی غافل از این که برگزارکنندگان منتظر هشدارهای اینان نیستند..با تمام این حرف ها اصلاح طلبی و ائتلاف اصلاح طلبان پیروز شد.بگذار بگویند که خودتان را گول میزنید ولی پیروزی یعنی همین که اصلاح طلبی ادامه یابد و انحصار طلبی رسوا شود.

گذر:آرمين: ائتلاف اصلاح‌طلبان يك ائتلاف كامل است(یاران باران

پی نوشت: وبلاگ ما هم سیاسی­مالی شد.

نتيجه قطعي اين انتخابات(دفتر بی مخاطب:حنیف مزروعیانتخابات نگو، بگو فاجعه(الپرعاقل را یک اشاره بس است(شهاب طباطباییجعل مبارک یک هاله مقدس(زاویه دید:محمد جواد غلامرضا کاشیآرای اصلاح طلبان آب می رود(هنوز:سیدآبادیپوپولیست ها در گرداب انتخابات(هنوز:علی دهقانروایت نگرانیهای انتخاباتی در جلسات دیشب و امروز(وب نوشت:محمدعلی ابطحی)   
نویسنده : حسین ; ساعت ٢:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٩/٢٩
تگ ها :

آغاز راه

امدادهای غیبی و آشکار جواب نداد تا اصلاح طلبان پیروز اصلی میدان و حامیان رایحه احمدی نژاد بازنده اصلی باشند.اختصاص حدود ۴۰٪ آرائ کل به اصلاح طلبان ۳۰ ٪ به اصولگرایان ۲۷٪ به مستقلین و ۳٪ به حامیان دولت نتایج نهایی کل کشور در انتخابات شوراها بود.

بی شک بزرگترین پیروزی در تهران اتفاق افتاد.تمام تلاشها برای شکست اصلاح طلبان در میدانی که هیچ مبارزی نداشتند(رای شماری) هم ناکام ماند.علی رغم این که هنوز صدا سیما اعلام رای صندوق هایی را می کند که در آن نام اصلاح طلبان کمتر است ولی شمارش به پایان رسیده و نتایج حدود ۳هزار صندوق مشخص شده.ولی جنگ روانی رسانه ملی! ادامه دارد تا شاید فرجی شود.

آزمون سخت اصلاح طلبان در تهران و شهرهای بزرگ تازه آغاز شده. به زودی تمام ضعف های تهران به اصلاح طلبان و شورای شهر مرجوع می شود و احتمال زیاد بسیاری از توفیقات در رسانه ملی منعکس نخواهد شد.ولی دلمان به این خوش که مردم تغییرات را می فهمند...وظیفه سنگین این عده از اصلاح طلبی اعاده حیثیت از گفتمان اصلاح طلبی است.

گذر:انتخابات شوراهاي شهر اصفهان شبهه‌‏انگيز است(یاران بارن)  /  تلاش براي تغيير آراي مسجد جامعي(شهر فردا)  /  شمارش آراي شوراي شهر تهران پايان يافت(روزنا)  ب/ پيروزي اصلاح‌طلبان در شوراي شهر (روزنا)  /  مشکل اعلام نتایج:پروین احمدی نژاد (آفتاب)  / اعتراض دولت به دولت!(آفتاب)



  

نویسنده : حسین ; ساعت ۱٢:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٩/٢۸
تگ ها :

دانشجويان مظلوم

این روزها در اینترنت ٬ روزنامه ها ٬ محافل سیاسی و دانشجویی خبر دانشگاه امیرکبیر پررنگ ترین خبر است...حتی این موج٬ اعتراضات دانشجویان شیراز در جلسه ای با وزیر کشور را به همراه داشته.و بین بعضی از ضد استبدادیون! اختلافاتی مبنی بر همان اتفاقات روز دیدار به وجود آمده که عده ای مانند محمدجواد روح و امشاسپندان به تندی به آن پرداختند و برخی مانند سیدآبادی به نوعی سعی به حل کردن ماجرا داشتند.جالب برای من نوشته الپر بود که طرف دانشجویان را گرفته.به هر حال شاخه جوانان حزب مشارکت هم با این بیانیه سعی کرده تا قسمتی از ابهامات را برطرف کند. 

من به عنوان کسی که به دلایل زیادی نمیدانم و نمیتوانم که طرف هر کدام را بگیرم ٬ضمن اینکه موضع سیدآبادی را تا حدودی می پسندم نکاتی را صریحا طرح میکنم.

جو دانشگاه و خصوصا دانشگاه هایی چون پلی تکنیک این روزها آنچنان بسته شده و فعالین دانشجویی به قدری دلشان از محدودیت ها پر است که اعتراضاتی چون روز یکشنبه کاملا طبیعی می نماید و اگر چنین فریاد هایی از طرف دانشجویان شنیده نمی شد جای نگرانی بود.رفتارها و اقدامات حامیان دولت و حکومت در این نوع مراسم ها آنقدر نفرت آور و زجرآور است که احساسات منطقی ترین دانشجویان را بر می انگیزد.بارها و بارها در طول دوران دانشجویی ام اینچنین لبریز شدن ها را دیده ام.کسانی که بیرون از گود نشسته اند چه انتظار
«ناآشنا با دانشگاهی» را مطرح می کنند که از نگاهشان دانشجو باید خیلی آرام و احتمالا با خویشتن داری٬ ببیند که اتوبوس ها از دانشگاه های دیگر به دانشگاه ریخته می شود٬ بشنود که احمدی نژاد دانشجویان ستاره دار را به سخره می گیرد٬ با حنجره ای پاره شده تهمت آمریکایی بودن بخورد٬ رفتار سازماندهی شده شبه نظامیان در سرکوب صدای معترضین در جلسه را ببیند و بعد ساکت و خیلی آرام بیاید بیرون و مثلا به یک اخم قناعت کند. آقایونی که انتظار رفتار در شان رییس جمهور دارند بدانند که رییس جمهور خودش شان ریاست جمهوری را آنقدر پایین می آورد که به او کفش بپرانند یا عکسش را بسوزانند.بهتر بود که به جای این که از دانشجو گله کنند به رییس جمهور انتقاد می کردند که چرا جایگاه رییس یک مملکت را تنزل می دهد به این که همه شعارهای دانشجویان را به نحوی با شعار جواب بدهد. انگار که آقا رییس شده اند که فقط حامیانش در این نوع جلسات کیف کنند و به به بگویند به حاضر جوابی مولایشان.خاتمی هم در آخرین دیدار با دانشجویان از سوی برخی هو شد ولی از بزرگ منشی اش کوتاه نیامد.

به هر حال متاسفم که در این شرایط حساس انتخابات شوراها که گروه ها و یا حتی افراد معمولی بسیاری در سراسر ایران از روش های غیر اخلاقی سعی در سوئ استفاده از نام اصلاح طلبان و یا شکستن رای این ائتلاف به هر نحوی دارند٬ما این گونه خود را دچار اختلافاتی می کنیم که همه اختلافاتی در سبک اند نه در طلب سهم!

گذر: نامه دانشجویان پلی تکنیک به احمدی نژاد را از دست ندهید.

  
نویسنده : حسین ; ساعت ۱:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٩/٢۳
تگ ها :

استقبال پلی تکنيکی!!

دیروز احمدي نژاد  به پلي تکنيک رفت...يادم هست که سال گذشته هم قرار بود بيايد.سال پيش شب قبل از تشريف فرمايي هنگامي که ما براي تمرين سنگ رفته بوديم متوجه نيروهاي امنيتي در اطراف سالن شديم.به ما اجازه ورود به سالن تربيت بدني ندادند.در جواب هم نکته قابل ذکري نداشتند.با پرس و جو فهميديم که قرار است فردا صبح آقاي مذکور بيايد.خبر پخش شد و همه خودشان را آماده کردند براي استقبال پلي تکنيکي!! فردا که شد از صبخ همه آمدند جلو سالن .ساعت از 8 گذشت ولي نيامد.يکهو خبر رسيد که رئيس جمهور به سفر خارجي رفته.
يادم نرفته که در تريبون آزاد دو هفته پيشش ياشار يک دعوت پلي تکنيکي از الف.نون کرده بود و بعدها هم که دستگير شد(خرداد 85) يکي از اتهاماتش دعوت رئيس جمهور به مناظره بود.
گذشت...
سيستم انتصابي به خيال خود دانشگاه را از آن خود کرد.يازده نشريه همزمان توقيف شدند.انجمن اسلامي جعلي درست کردند و انجمن اسلامي منتخب را آنهم با 2800 راي نامشروع و غير قانوني خواندندو جالب اين که تابستان، آن هم شبانه ،ساختمان انجمن منتخب تخريب و اموالش به غارت برده شد.سال جديد شروع شد و با فعالين دانشجويي به شدت برخورد شد. احتمالا گمان مي کردند ديگر فرصت مناسبي است تا دکتر بيايد.
اين اتفاق دیروز افتاد تا با يک استقبال پلي تکنيکي استبداد رسواتر شود.

گزارشها را در روزنا / بی بی سی / ادوارنیوز / بازتاب / ایسنا / فارس بخوانید و ببینید.لینک ها در ستون کناری موجود است .گزارش کامل را در اینجا بخوانید.

  
نویسنده : حسین ; ساعت ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٩/٢۱
تگ ها :

شورای شهر

  
نویسنده : حسین ; ساعت ۳:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٩/۱۸
تگ ها :

به خاطر روزهای ناگزيرمان

من دست هایم را تکان میدهم تو پلک هایت را آرام.من می لرزم و تو دور می شوی.لعنت به صدای خنده های هیچ که تارنمای روزگار من شده است.

تو از کجای قصه می خواهی شروع کنی؟بهتر است پاهایت را آرام روی قلب ژله ای من بگذاری تا فشار خونم بالا برود و آنقدر بالا که نتوانم تاب بیاورم کنایه های عمیق و مبهم تو را و در خون قرمز آلوده ام غرق شوم.چه سرنوشت عجیبی دارد این درد های ذهن من.

دستم را درست بگیر ٬ حالا بکش به دور گردنت نبر ٬نه.اه!! همیشه خنگ بوده ای.دستانم را بکش و برسانشان به مثلا نارفیقی هایت تا ....تا....نه اصلا ولش کن. من که اهل کشتن نیستم.که اگر بودم سالها پیش که تو من را در گودالی های پر لجن خیالت می انداختی با ناتوانی هم که شده خفه ات می کردم.

تو نابودم کردی من هم نابودت می کنم.نه به ناز ٬ به آتش صد باره نیاز.

پ.ن:آهای خبر نداری.

  
نویسنده : حسین ; ساعت ۳:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/٩/٩
تگ ها :

ای ساقی مه طلعتم

صبح جمعه است بی تابم.خدا بیامرزد آقاسی را چه آتشی در چشمم گرم می کند.

به مکه آمدم ای عشق تا تو را بینم
تویی که نقطه ی عطفی به اوج آیینم
کدام گوشه ی مشعر
کدام گوشه ی منا
به شوق وصل تو در انتظار بنشینم
ای زلیخا دست از دامان یوسف بازکش
تاصبا پیراهنش را سوی کنعان آورد
ببوسم خاک پاک جمکران را
تجلی خانه ی پیغمبران را
خبر آمد خبری در راه است
سر خوش آن دل که ار آن آگاه است
شاید این جمعه بیاید...شاید
پرده از چهره گشاید...
شاید.

  
نویسنده : حسین ; ساعت ٧:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/٩/۳
تگ ها :