هوالحق

پرنده های کوچک آزادیمان شهید می شوند و دستان ما هر روز سردتر از گذشته ولی در دست هم چون زنجیر.صداهایمان را یکی کنیم و فریاد راسخ تری بکشیم تا بلرزانیم اساس جور ،خاموش کنیم نعره های استبداد ،بخشکانیم اربده های تحجر پیر.
 چگونه قلب هاتان می تپد حال که قلبی در مظلومیت شکافته شده است.

برای دانشجوی شهید توحید غفارزاده

گذر:اصل خبر قتل   بیانیه دفتر تحکیم وحدت

  
نویسنده : حسین ; ساعت ۱٢:٢۸ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٥/۸/۳٠
تگ ها :

صدای تلخ دورترها!!!

دلم خراب چشمان ناشکیبای توست. مرا که به خلوت شبهای بی کسی نمی بری هیچ ٬ هیزم وار در آتشی سرد و نمور می اندازی که نه من خودم را بفهمم ونه تو را.آخر جواب بچه های تازه زاییده شده ذهن من را ٬من باید بدهم یا تو؟چرا چنین می کنی با تمامی من. کنایه های سرد من چه کم از ناله های مجنون دارد ٬ چون سرد است ؟ چون کنایی تر است؟ دیگر مگر زمانه مجال صراحت میدهد؟ بگذار تا به ناله مستورانه ای نشانی ات دهم که من دیگر من نیستم. دیریست که او شده ام . او که نمیدانم کیست کجاست.

آهای پرهای سوخته٬ بالهای شکسته بی تابی نکنید. مجنونی بی ثبات را یاری دهید که دیگرانی به تمسخرش نشسته اند. ای تمام دلهای زخم خورده اندکی این سو بنگرید تا به زمین خوردن پروانه ای را تماشا کنید. هزار شمع خاموش حسرت سایه آن را دارند و او داغدار شمعی افسرده است که به آرمان های زمان خود دشنام میدهد.

فغان از عاشقان بی اراده.

پ.ن: جدی نگیرید

  

نویسنده : حسین ; ساعت ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۸/٢٢
تگ ها :

ميم مثل مادر ٬ عين ننه!

درست وقت خداحافظی ٬ یادم افتاد که چشمهایم را بشویم٬ ای تمام دستانت عشق.

اشاره:جوی که قبل از فیلم بهم منتقل شد باعث شد تمرکز بالایی داشته باشم و در لحظه لحظه فیلم فرو بروم. آنقدر که رسول ملاقلی پور خوب بازی می گیرد و خانم فراهانی خوب بازی می کند و هاشم پور خوب به دل می نشیند و حسین یاری خوب در نقش فرو می رود باعث شد تا فیلم خیلی بچسبد خیلی.به تصویر کشیدن مهر مادر گرچه ناشدنیست اما سراغش را می شود از "میم مثل مادر" گرفت.
نشانه: اگرچه میم مثل مادر فیلم زیبایی بود ،ولی من به اندازه  "به نام پدر" از آن لذت نبردم .همان قدر هم در طول فیلم اشک ریختم که در جریان "به نام پدر" به اضافه این نکته که به نام پدر من را به یک پاسخ غمناک می فرستاد. پاسخی که در جواب سوال "چرا جنگ؟ چرا جنگجویی؟" به سختی می توان داد. و اگر حاتمی کیا در "به نام پدر" می خواست تا با بازی قوی پرستویی چنین جوابی را به مخاطب منتقل کند و حال آن که شاید نتوانست٬ ولی ملاقلی پور چنین جواب را با مهر مادری و بازی قوی فراهانی ــ همان بازیگری که حاتمی کیا هم از او سود می جست ــ داد.هر دو فیلمبا این شباهت که هم پدر در "به نام پدر" و هم مادر در "میم مثل مادر" وارث زخم جنگ بودند چه برای خودشان و چه برای فرزندشان و با این تفاوت که ارث به نام پدر بود و نه به نام مادر! قدم در نگرش نویی به جنگ داشتند. نگرشی که سالها پشت پرده سوء استفاده های سیاسی پنهان مانده و تازه امروز سر باز کرده است. گرچه امروز هم با شرایطی که در آن قرار داریم صحبت از جنگ و مصیبت هایش خالی از لطف و سود نیست.باشد که بفهمیم که دود اربده هایی که از روی قلدری می زنیم به چشم کسی جز خودمان نمی رود.

پی نوشت: فبای آلاء ربکما تکذبان

  
نویسنده : حسین ; ساعت ۳:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۸/۱٧
تگ ها :

وبلاگ جديد(از بیکاریه آخه کنکور فوق دارم)

از بس که تموم درسامو خوندم هر روز فعالیتهای غیر درسیم رو زیاد می کنم.طرح باشگاه دانشجویان.طرح کارگاه اسانس و طرح پایان نامه ام که خلاص شد رفتم سراغ یه کار جدید.وبلاگ گراف وبلاگی برای تمام فصول.

البته هنوز خیلی کار داره .سیستم نظرخواهیش هم خراب است اگر نظری بود همین جا بگذارید!

  
نویسنده : حسین ; ساعت ٢:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٥/۸/٩
تگ ها :